هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
156
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
ديگر نيز شمار بسيارى حركت كردند ، بگونهاى كه شمار مجموع آنان از ده هزار تن گذشت . ( 1 ) گروهى از خزاعه كه به مدينه سفر كردند پيامبر ( ص ) را از نيروئى كه قريش و همدستانش از عرب و يهود براى حمله به او گرد آوردهاند آگاه ساختند . رسول خدا گروهى از اصحاب خود را گرد آورد و آنان را از اين لشكركشى آگاه ساخت و به جهاد و آمادگى براى رويارويى با مهاجمان برانگيخت . آنگاه نظر آنان را در شيوهاى كه بايستى براى جلوگيرى از ورود آنان به مدينه در پيش گرفت جويا شد . سلمان پيشنهاد نمود در سمتى كه مشركين مىتوانند از آن طرف وارد مدينه شوند خندق كنده شود . وى گفت : اى رسول خدا ، در ايران ما هنگامى كه محاصره مىشديم گودالى مىكنديم كه ميان ما و دشمنانمان فاصله اندازد . پيامبر و يارانش اين نظر را پسنديدند و پيامبر دستور كندن آن را صادر فرمود . به اين مناسبت مهاجران و انصار گرد سلمان گرد آمده هر يك مىگفت : سلمان از ماست ، تا آنكه بنا به نقل تاريخ طبرى پيامبر فرمود : « سلمان از ما اهل بيت است . » ( 2 ) پيامبر براى هر ده تن از مسلمانان ، كندن چهل ذراع را معين فرمود . خود نيز همچون يكى از آنان به كار خالصانه و پرشور مسلمانان پيوسته با دست خويش زمين را مىكند و خود را با كار به سختى مىافكند . ولى گروهى كه خود را مسلمان وانمود مىكردند و در دل نفاق و خيانت داشتند از زير كار شانه خالى كرده پنهانى به خانههاى خويش مىرفتند . كسانى از ايشان نيز به نزد پيامبر آمده با بهانههائى بىواقعيت ، از آن حضرت اجازهء رفتن مىخواستند و مىگفتند خانههاى آنان به روى مهاجمان باز و در معرض اشغال مىباشد : « يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً » ( احزاب / 13 ) ( مىگويند خانههاى ما بىپناه و ناامن است ، در حالى كه ناامن نيست ، آنان جز گريز خواست ديگرى ندارند ) مسلمانان پاكنهاد شب و روز به كار كندن خندق سرگرم بودند و جز